تبليغاتX
چند میگیری سوتی بدی!؟!؟
چند میگیری سوتی بدی!؟!؟

اگه اهل سوتی دادنی بیا تو

 

سلام

خیلی خوش اومدین  زیر پا نگاه کردین واقعآ

از تمامی دوستانی که در سوتی دادن حرفه ای هستن صمیمانه دعوت به همکاری داریم

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان (حالا هر رنگی که دوس دارین) هستیم

نکته : اگه مایل باشین سوتی هایی که میفرستین به اسم خودتون ثبت میشه

لطفا سوتی هاتون رو از طریق نظر خصوصی برام بفرستین 

 

نوشته شده در شنبه 22 خرداد1389ساعت 20:5 توسط نينا |

زن عموم زنگید خونه داداشش !! هی بوق خورد برنداشتن!!

گفت : یا نیستن یا رفتن بیرن !!

نوشته شده در سه شنبه 8 دی1388ساعت 17:41 توسط نينا | |

داداش دامادمون توی بحث شنیده درخت گردو سال اول بار میده رو میکنه به خواهرم میگه: زن داداش چند سال طول میکشه یه درخت گردو یک ساله شه؟


دوستم تو هایدا بودیم هوا هم سرد بود کلی ادم اونجا در حال خوردن بودن به ته ساندویچش که رسید یهو بلند گفت : اه ه ه بچه ها من ساندویچم رو از ته خوردم همه سس هاش این سرش بوده!!!

 

یه بار بابای یکی از دوستام به یکی دیگه از دوستامون گفت : موهات شبیه بتهوون شده همه با هم خندیدیم! بعد همه از بابای دوستمون پرسیدیم بتهوون کی بود؟!!

اینا رو مروارید جون واسم فرستاده بود  

نوشته شده در دوشنبه 23 آذر1388ساعت 17:33 توسط نينا | |

سلام چطورین ؟! حالتون آفتابیه ایشالا  ؟!

دلیل این که دیر به دیر می آپم استقبال بیش از حد شما دوستانِ

خب اگه نظراتو استقبال زیاد باشه منم قول میدم زود زود آپ کنم

خیلی وقتا به این فکر می کنم که وبلاگو بترکونم ( حذف کنم) اما ...

خب یه سوتی ای که شنیدم جدیدآ :

تو کافی نت یکی از دوستام بودم که یه پسره اومد گفت : یه کارت شارژ ۲ ساعته بدین

نوشته شده در چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 15:47 توسط نينا | |

سلام !! چطورید ؟! خوش می گذره ایشالا ؟!  خب به من چه ؟!

راستی قالبو عوض کردم چطور شده ؟!

خب دستای بندری بالا ! می ریم که داشته باشیم گلچینی از سوتی های خودم  !!

۱. یه بیت قرآن بخونیم ! 

۲. درو خاموش کن !!

۳. بنزین سوار کردیم بچه ها رو بزنیم !!!

۴. یه کم یواش تر داد بزنید !!!!

۵. این دیگه تهشه : چند روز پیش تو دور دو فرمونه میخواستم با دنده عقب برم جلو !!!!!

نوشته شده در شنبه 30 آبان1388ساعت 16:55 توسط نينا | |

پارسال که رفتیم اهواز خونه عموم داداشم قرار شد بره گندم حلیمی بگیره و بیاد تا جای شما خالی حلیم بخوریم ، از قضا فروشنده عرب بوده وداداشم رو میکنه بهش و میگه آقا حلیم گندمی داری؟؟ عربه همینطور که داشته بهش نگاه میکرده زده زیر خنده و گفته حلیم گندمی؟؟ داداشم که هنوز دوزاریش نیوفتاده بوده میگه آره ، ندارید؟ اونم گفته حلیم گندمی نه ولی گندم حلیمی داریم تازه دوزاریش افتاد و تا خونه به خودش خندیده و ماهم که تا شب سر به سرش گذاشتیم که یه عرب ازش سوتی گرفته!!

صفا : http://tinamo.blogfa.com/

نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت 11:48 توسط نينا | |

دوست مامانم خونمون بود

گفت :نمک یددار و بدون یددار

سه قلوها : http://jigili-jigili.blogfa.com/

***

سوتی یکی از دوستان ک اسمشو ننوشته :

عید نوروز چند فروردینه !؟!؟

نوشته شده در یکشنبه 19 مهر1388ساعت 16:47 توسط نينا | |

پیام داشته نماز می خونده! نماز ظهرو ک خونده بعد اومده نماز عصرشو بخونه!! ب جای اینکه بگه ۴ رکعت نماز عصر میخوونم. گفته : ۴ رکعت نماز بعد از ظهر !!!

پیام : www.payam-sms.blogfa.com

نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 21:9 توسط نينا | |

من یه بار سر کلاس تاریخ:
دبیر ازمن یه سوال پرسید که جوابش میشد:
اشرف پهلوی.
من جواب دادم اشرف السادات!!!!

یه بار هم مریض بودم
رفتم دکتر
و
بعد از بیرون اومدن میخواستم تاکسی بگیرم.
گفتم ولی عصر.
ماشین که نگه داشت؛
کرایه رو از شیشه ماشین بردم تو تا بدم به راننده!!!

آرش : http://1387.blogfa.com/

نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 2:2 توسط نينا | |

یه بار هدست تو گوشم بود و داشتم رپ می گوشیدم خواستم داداشمو صدا کنم چند بار داد زدم گفتم اتابک بعد دیدم اهل خونه بد جور دارن نگام میکنن بعد فهمیدم دارم bf ام (اتابک) رو صدا می کنم.

مرجان : http://musicrap98.mihanblog.com/

نوشته شده در پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 4:2 توسط نينا | |

1 روز مامی تو جوابه حرفه پسرش که راجع به رابطه ی پدر و مادر با فرزند سوال کرده میگه : بچه ها پاره های تنه فرزندانشون هستن.

1 روز 1 پپر زیاد رپ گوش داده بود تازه اونم رپ های قدیمی و به جای اینکه بگه هیچکس و پیشرو اگه جفت بشن میگه هیچکس و پیشرو اگه داف بشن!

اینا سوتی هایی بود ک دوست نگین جون براش فرستاده بود و نگین جون  هم لطف کرده واسه ما فرستاده!!

نگین : http://yeboosegoonde.blogfa.com/

نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388ساعت 0:22 توسط نينا | |

مامانم میخواست بگه: " فنی حرفه ایی " گفت : حرفی فنه ایی!!!
دختر داییم میخواست بگه:  " عر عر خره" گفت : خر خر عره!!!

بانوی نیمه شب: http://www.midnight-lady.blogfa.com/

نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388ساعت 23:28 توسط نينا | |

سمانه : خواهر منصوره دختر بود یا پسر؟

افسانه با مامیش رفته بودن جای چاقو بخرن! ب فروشنده گفتن آقا این چاقو خوریا چنده؟!؟!

 

 

نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 0:6 توسط نينا | |

ساقی : راه تاریک میشه ( راه باریک میشه)

ویدا : یارو قه قه زد زیر گریه !!!

نینا (خودم) : چرا وایسادی هر هر ب من نیگا میکنی ؟!

یکی از دوستام رفته بود چیپس ساده بگیره! گفته آقا چیپس با طعم سیب زمینی بدین!!

نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت 22:38 توسط نينا | |

سوتیه دبیر زبان فارسیمون : "صفیر" با کدوم صاد  نوشته می شه ؟!؟

سوتیه دبیر ریاضیمون : بچه ها شما دیگه شورشو درآوردین من هی باید بگم : آروم آرام

نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 20:45 توسط نينا | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت